گريه هاي راميلا
اين عكس مربوط به 13/12/89 مي باشد . تاريخ ١٣/١٢/89 روز تولدت بود و من و بابايي مرخصي گرفتيم تا راميلا کوچولو رو ببريم براي واكسن زدن, وقتي برگشتيم خونه راميلا خانم همش بهانه مي گرفت يكمي هم از دست ما ناراحت شده بود كه اين كار رو باش كرديم از روي قيافش مي شد فهميد و گريه مي كرد چون هم جاي آمپولش درد مي كرد و هم خيلي تب كرده بود تا چند روزي راميلا لپاش از شدت تب قرمز شده بود . اون روز من خودم خيلي گريه كردم كه راميلا واکسن زد, ولي عزیز دلم وقتي بزرگ شدي متوجه مي شي كه اين واكسن زدن ها براي سلامتي خودت خوبه و گرنه هيچ مادر و پدري كه دوست ندا...




